در آغاز جنگ عراق علیه ایران، در روستایی مرزی در عراق، خانوادهای آشفته، آماده مهاجرت میشوند، اما فرزند ارشد آنها "علی" که از افسران ارتش بعث بوده، ممانعت کرده و تمامی اهالی روستا را مجبور به ماندن میکند. برادر کوچکتر علی، سامر، که سرباز وظیفه است به جنگ رفته و خانواده از آیندهاش در هراساند. در همین شبهای دلتنگی، پدر، پرده از رازی سیساله برداشته و نزد فرزندان خویش اعتراف میکند که از قبایل عرب ایران است. و اکنون، به احترام همین خون ایرانی، فرزندانش، حق جنگ با ایرانیان را ندارند. علی در برابر این داستان هم حتی از انگیزه جنگ و به دست آوردن ترفیع و درجه، دست نمیکشد، با فرار سامر از جبهه، جاسوسی کینهورز، بعثیها را به خانه هدایت کرده و در برابر چشم افراد خانواده، پدر و سامر میمیرند. علی که خبر را میشنود، پشیمان از کرده خویش به خانه بازمیگردد و با عجله، پس از گرفتن انتقام از جاسوس، مادر و خواهر خویش را روانه قبیله پدری در ایران کرده و خود در چنگ دژخیمان بعثی گرفتار میشود. در مجموعه حاضر، داستان مذکور با دو بیان متفاوت در قالب دو نمایشنامه تحت عنوان "ستارهها در باد" و "روزی که آسمان میافتد" روایت میشود.
| تعداد صفحه: | 168 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1387 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۲۸۳۷۴۲۷ |
| برچسب : | نمایشنامه فارسی - قرن 14 ، ادبیات ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.